کتابخانه ی عمومی آیت اله فیاضی روستای نیر

ورود شما را به این وبلاگ گرامی می داریم.

کتابخانه ی عمومی آیت اله فیاضی روستای نیر

ورود شما را به این وبلاگ گرامی می داریم.

فرا رسیدن ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر تسلیت باد.

عکس نوشته ماه محرم 

پرسیدم:ازهلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است..گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است... 

فرا رسیدن ماه محرم، ماه عزاداری عاشقان آقاابا عبدالله الحسین و یاران وفادارش تسلیت باد.

نتیجه تصویری برای ماه محرم

اعمال مهم ماه محرم

moharram1 اعمال مهم ماه محرم 

برترین و پرفضیلت ترین اعمال ماه محرم اعمالی است که مخصوص دهه اول ماه محرم است که از شب اول این ماه اغاز شده و تا شب عاشورا در غالب ادعیه و نمازهای مستحبی مشخص شده است. سایت آسمونی در این مقاله اعمال مهم ماه محرم و همچنین فضیلت انجام اعمال ماه محرم را برای شما عزیزان تهیه و تنظیم کرده است که در ادامه می خوانید. از اینکه آسمونی را همراهی می کنید سپاسگزاریم.

اعمال شب اول ماه محرم

نماز: این شب چند نماز دارد که یکی از آنها به شرح ذیل است:

دو رکعت، که در هر رکعت بعد از حمد یازده مرتبه سوره‌ توحید خوانده شود.

در فضیلت این نماز چنین آمده است:

«خواندن این نماز و روزه داشتن روزش موجب امنیّت است و کسی که این عمل را انجام دهد، گویا تمام سال بر کار نیک مداومت داشته است.»

احیای این شب.

نیایش و دعا.

روز اول محرم

اول محرم هر سال اولین روز سال قمری است. از امام محمدباقر(علیه السلام) روایت شده است: «آن کس که این روز را روزه بدارد، خداوند دعایش را اجابت می‌کند، همانگونه که دعای زکریا(علیه السلام) را اجابت کرد.»

دو رکعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعای زیر قرائت گردد:

«اللّهم انت الاله القدیم و هذه سنهٌ جدیدهٌ فاسئلک فیها العصمه من الشیطان و القوَّه علی هذه النّفس الامّاره بالسُّوء»(9)؛ بارالها! تو خدای قدیم و جاودانی و این سال، سال نو است، از تو می‌خواهم که مرا در این سال از شیطان حفظ کنی و بر نفس اماره (راهنمایی کننده) به بدی پیروز سازی.

روز دوم محرم

در چنین روزی کاروان امام حسین(علیه السلام) در سال 61 ه‍ .ق وارد سرزمین کربلا شد و با ممانعت لشکر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گردید.

روز سوم محرم

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است:

«هر کس در این روز روزه بگیرد، خداوند دعایش را اجابت کند.»

در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد کربلا شد.

روز چهارم محرم

بی‌نتیجه بودن مذاکره حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، با عمر بن سعد برای وادار کردن لشکر وی به ترک جنگ و دعوت او و لشکرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.

moharram4 اعمال مهم ماه محرم

 روز هفتم محرم

روزه گرفتن مستحب است.

روز نهم محرم

تاسوعای حسینی، روز محاصره‌ امام حسین(علیه السلام) و اصحابش در سرزمین کربلا توسط سپاه شمر.
اعمال شب عاشورا

چند نماز برای این شب در روایات آمده است که یکی از آنها چنین است:

چهار رکعت نماز که در هر رکعت بعد از سوره‌ حمد، 50 بار سوره‌ توحید خوانده می‌شود. پس از پایان نماز، 70 بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اکبر ولا حول ولا قوه الاّ بالله العلیّ العظیم» خوانده شود.

احیای این شب کنار قبر امام حسین(علیه السلام).

دعا و نیایش.

روز عاشورا

عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا، در این مورد از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:

هر کس کار و کوشش را در این روز، رها کند، خداوند خواسته‌هایش را برآورد و هر کس این روز را با حزن و اندوه سپری کند، خداوند قیامت را روز خوشحالی او قرار دهد.

زیارت امام حسین(علیه السلام).

روزه گرفتن در این روز کراهت دارد؛ ولی بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشامیدن خودداری شود.

آب دادن به زائران امام حسین(علیه السلام).

خواندن سوره توحید هزار مرتبه.

خواندن زیارت عاشورا.

گفتن هزار بار ذکر «اللّهم العن قتله الحسین(علیه السلام).»

moharram2 اعمال مهم ماه محرم

 روز دوازدهم محرم

ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه و شهادت حضرت سجاد(علیه السلام) در سال 94 ه‍ .ق.

روز بیست و یکم محرم

روزه‌ این روز مطلوب است.

اهمّیت / فضیلت :

بدان که این ماه، ماه حزن اهل بیت (علیهم السّلام) و شیعیان ایشان است ( مفاتیح الجنان . فصل هفتم . در اعمال ماه محرّم ) . از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت است که چون ماه محرّم داخل می شد، پدرم را کسی خندان نمی دید و اندوه و حزن، پیوسته بر او غالب می شد تا روز دهم چون روز عاشورا می شد، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه ی او بود و می فرمود : امروز روزی است که حسین علیه السّلام شهید شده.

مراسم اختتامیه هفتمین جشنواره کتابخوانی رضوی و کلاس‌های اوقات فراغت

 



 مسئول کتابخانه عمومی آیت اله فیاضی روستای نیر از برگزاری مراسم اختتامیه هفتمین جشنواره کتابخوانی رضوی و کلاس‌های اوقات فراغت در این کتابخانه خبر داد.
به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان همدان، حسین حسینی؛ مسئول کتابخانه عمومی آیت اله فیاضی روستای نیر از توابع شهرستان رزن، ضمن اعلام این خبر گفت: با هدف ترغیب هرچه بیشتر کودکان و نوجوانان به سمت فرهنگ مکتوب و همچنین آشنایی این قشر با سیره ائمه اطهار(علیهما السلام)، مراسم اختتامیه‌ای جهت تقدیر از شرکت‌کنندگان در جشنواره و کلاس‌های اوقات فراغت شامل: کاردستی، قصه‌گویی، نقاشی، شعر و حدیث، بازی‌های فکری و ... در کتابخانه برگزار شد.
مسئول کتابخانه عمومی آیت اله فیاضی، با بیان اینکه «این مراسم با همکاری پایگاه بسیج خواهران برگزار شد»، عنوان کرد: در این مراسم از 2 عضو بزرگسال، یک عضو نوجوان و 50 عضو کودک که در مسابقه شرکت کرده بودند، با اهداء لوح تقدیر و جوایزی تقدیر به عمل آمد.
حسینی، با اشاره به اینکه «برگزاری مراسم‌هایی فرهنگی، تاثیر زیادی در مسیر تشویق کودکان و نوجوانان به مطالعه و کتابخوانی خواهد داشت»، افزود: افراد شرکت کننده در ادامه از بخش‌های مختلف کتابخانه بازدید نموده و برگزاری هرچه بهتر و بیشتر مسابقات فرهنگی را از لحاظ کمی و کیفی خواستار شدند.
مسئول کتابخانه عمومی آیت اله فیاضی، گفت: پایان بخش این برنامه، پذیرایی از شرکت‌کنندگان و قرائت دسته جمعی دعای سلامتی آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود.

معرفی کتاب‌خوان ماه شهریور (۴)

حج آخر

آسمان چهارم.jpg

کتاب «آسمان چهارم» پاسخی به ندای درون و اجابت دعوت به اتفاقی بزرگ است. ندایی که خواننده را در مسیر بازگشت پیامبر اسلام(ص) از حجه‌الوداع، به منطقه غدیر خم می‌رساند تا از زاویه‌ای نو، پیام جانشینی حضرت علی (ع) را به گوش برساند.

سفر الیاس، صبح، قبل از طلوع خورشید شروع شد. سفری یک نفره با مشکی آب و کیسه‌ای خرما و گوشت خُشک. او با لباس و دستاری سفید، سوار بر اسبی که رنگ سرخ عجیب و بی‌مانندی داشت در صحرا می‌تاخت و به هیچ چیز جز کاری که در پیش داشت فکر نمی‌کرد.

کتاب «آسمان چهارم» روایت‌گر داستان فردی به نام «الیاس»، از یاران حضرت محمد(ص) است که در خواب صدایی او را به سمت مکه فرامی‌خواند تا شاهد اتفاقی بزرگ باشد، اما پس از اینکه الیاس در مأموریت خود برای مسلمان کردن مردم قبیله ربیع، با تیر دشمنانش زخمی می‌شود، «تیهان» خواهرزاده یازده ساله‌اش را توسط اسب سرخ رنگ و عجیب خود، به سمت مکه فراری می‌دهد و به او می‌گوید: «فقط برو... نمان. به مکه برو شاید بفهمی چرا صدایی در خواب مرا به مکه دعوت می‌کرد. شاید بفهمی چه اتفاقی قرار است آنجا بیفتد.»

گویا این مأموریت که با کمک و همراهی فرشته‌ای از آسمان چهارم - که در قالب یک اسب سرخ رنگ در این داستان حضور دارد-  وسیله‌ای است تا پیام مهمِ پیامبر اسلام (ص) در غدیر را به گوش مخلوقات (مسلمان و غیر مسلمان) برساند تا همه هستی برای شنیدن این پیام در حجه الوداع حاضر و شاهد باشند. در این میان شیطان رانده شده، نیروهای خود در زمین را بکار می گیرد تا مانع از لبیک به ندای پیامبر و تحقق غدیر شود.

فریبا کلهر در این اثر داستانی بلند، خیال و واقعیت را با هم پیوند می‌زند تا داستانی از جذاب درباره غدیر خلق کند. از ویژگی های چنین آثاری، مشخص بودن پایان ماجرا برای مخاطب است؛ بنابراین آنچه می تواند اثر را برای خواننده جذاب و پرکشش کند، شیوه روایت ماجراست. کاری که نویسنده با به تصویر کشیدن حوادث پیرامون واقعه غدیر و بهره‌گیری از نثری روان، قدرت تخیل و مایه‌های طنز، در کتاب «آسمان چهارم» برای نوجوانان ارائه کرده است.

تیهان در این مسیر پس از پیمودن فراز و نشیب‌ها و تحمل مشقت‌های فراوان، در مسیر مکه خود را به منطقه غدیر می‌رساند؛ اما زمانی به آنجا می‌رسد که دیگر واقعه بزرگ اتفاق افتاده بود. او نقل واقعه غدیر خم را از زبان مرد جوانی که در آنجا حاضر بود، می‌شنود. آن جوان که از زخمی در دست خود رنج می‌برد «الیاس» بود... این صحنه در کتاب به زیبایی توصیف شده است: «انگار دنیا از حرکت ایستاد. سکوت شد. شترها خاموش شدند. اسب‌ها آرام گرفتند ... مرد جوان ادامه داد: رسول خدا گفت هرکس که من مولای اویم، علی مولای اوست. گفت خدایا! دوست بدار هرکس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هرکس او را دشمن بدارد. و یاری کن هرکس او را یاری کند و واگذار هرآن کس را که ترک یاری او کند.»

داستان این کتاب فرصت خوبی برای آشنایی نوجوانان با حال و هوای مکه، مدینه و یمن در زمان واقعه غدیر خم است.

معرفی کتاب‌خوان ماه شهریور (۳)

زنی با اسلحه دو خشابه!

کراپ‌شده - پوتین های مریم.jpg

این کتاب ماجرای اولین مواجهه مریم امجدی با جنگ است. زنی ضعیف و مریض که در مواجهه با جنگ چنان روحیه جنگجو و مردانه‌ و رشک‌برانگیزی پیدا می‌کند که حسادت مردان را برمی‌انگیزد.

تا نزدیک ظهر باهم بودند. به بچه ها گفت: سری به مسئول بهداری بزنیم تا ببینم پای نامه ام را مهر می زند تا اعتبارش بیشتر شود یا نه؟» بیرون اتاق آمد تا کفشش را بپوشد، دید نیست. هرچه با خواهران گشتند، پیدا نشد که نشد. یک جفت دمپایی پوشید و به دیدن مسئول بهداری رفت تا با او صحبت کند.  وقتی قضیه گم شدن کفش هایش را فهمید، گفت: «برو از تعاون سپاه یه جفت کفش بگیر. به خواهران رزمنده تعلق می گیرد». با بچه ها به انبار سپاه رفت تا کفش بگیرد. برادری در انبار را باز کرد. نامه را نشان او داد. گفت: «بفرمایین داخل و هرکفشی به پایتان می خورد بردارین». با خودش فکر کرد کتانی بردارم، اما همه کفش ها پوتین سربازی بودند. به مسئول انبار گفت: «من که نمی تونم پوتین سربازی به پا کنم!» گفت: «چیز دیگه ای نداریم» به ناچار گشت و یک جفت پوتین را که از بقیه کوچک تر بود، برداشت و به پایش کرد؛ سنگین و مردانه بود.

این ماجرای اولین مواجهه مریم امجدی با جنگ است. زنی ضعیف و مریض که در مواجهه با جنگ چنان روحیه جنگجو و مردانه‌ و رشک‌برانگیزی پیدا می‌کند که حسادت مردان را اینطور برمی‌انگیخت:

به مسجد جامع که رسیدیم، محمد محمدی، یکی از نیروهای مردمی شهر، مرا سوار در جیپ دید. از روز اولی که به مسجد جامع آمدم، محمد مرا مسلح دید. خودش سلاح نداشت و خیلی دوست داشت مسلح شود. به هر ترتیبی بود اسلحه به دست گرفت. هر دفعه مرا می دید، اسلحه بهتری دستم بود. اول ام – یک داشتم. بعد ژ-ث شد. وقتی دید ژ-ث دارم، گفت: « هه ژ-ث، [ژ۳] از کجا گیرآوردی، یکی هم برای من گیر بیار!» گفتم: «بابا مگه نُقل و نباته که یکی هم برای تو گیر بیارم!

آن روز که مرا با جیپ ۱۰۶ دید، یک خشاب دیگری گیر آورده و اسلحه ام را دوخشابه کرده بودم تا اگر خشابی تمام شد، یک خشاب پر آماده داشته باشم. محمد تا مرا دید، با خوشحالی به طرفم آمد و گفت: «خواهر امجدی، ببین، من هم ژ-ث [ژ۳] گیرآوردم!» و اسلحه اش را نشانم داد. ناگهان نگاهش روی ژ-ث [ژ۳]دوخشابة من ثابت ماند و گفت: «چه کار کنم که از تو عقب نمونم». گفتم: «خوبه حالا همین ژ-ث [ژ۳]گیرت اومده» گفت: «خشاب اضافه از کجا گیرآوردی؟ تورا به خدا یه خشاب هم برای من گیر بیار».

روایت حضور مریم امجدی در داستان «پوتین‌های مریم» پر از فلاش‌بک است. فلاش‌بک‌هایی که در پایان داستان مریم مریض و ضعیف ابتدای داستان را در کسوت یک جنگجوی تمام‌عیار به ما معرفی می‌کند.

مریم در خانواده­ای مذهبی و اصالتاً زنجانی که در خرمشهر ساکنند، بزرگ می­‌شود. حاصل ازدواج پدر و مادر مریم، ده فرزند است و مریم دومین آنان. او از ابتدای دوره راهنمایی به اجبار پدر چادری می‌­شود ولی با وجود اینکه همکلاسی‌ها، دوستان و معلمانش بی‌حجاب بودند، و بعدها که خودش اختیار انتخاب پوشش را داشت، چادر را انتخاب می‌کند.

 آغاز کارهای سیاسی، فرهنگی و انقلابی خانواده مریم با فعالیت­های مخفیانه برادرش علی همراه است و پس از ۱۲ بهمن و ورود امام به ایران، مریم در مدرسه در مقابل تبلیغات گروهک های مختلف می‌ایستد. به نظر می­رسد رسالت او از ابتدا جبهه­گیری و دفاع ـ چه در برابر دشمن عقیده و چه در برابر دشمن وطن ـ تعیین شده است. همزمان با حکم امام بر تشکیل جهاد سازندگی در روستا، مریم به عرصه فعالیت­های جهادی نیز وارد می­شود. مریم با رضایت پدر برای امدادگری همراه با گروهی به شلمچه می‌رود و به قول مادرش گذر زمان، مریمِ ضعیف و مریض را به دختری با روحیه مردانه تبدیل کرد. دختری که از همان ابتدای مواجهه با جنگ به جای ناله کردن برای نداشتن کفش مناسب، پوتین مردانه می‌پوشد و...