X
تبلیغات
رایتل

کتابخانه ی عمومی آیت اله فیاضی روستای نیر

ورود شما را به این وبلاگ گرامی می داریم.

آرشیو

تاریخ: 1395/07/01 ساعت: 16:33

یکی از اشعار دوران دفع مقدس سروده مهدی اخوان ثالث

گرچه می‌بافند بهرِ شیرها زنجیرها
بگسلند آخر همه زنجیرها را شیرها

این دلیرانِ نکو با بد چه جنگی می‌کنند
همچو جنگِ شیرها با تیر و با شمشیرها

تیرهاشان باد یارب، کاری و دشمن‌فکن
سینه‌هاشان ایمن از آسیبِ تیغ و تیرها

چهره‌هاشان پیش از شهادت دیده‌ام، هم بعد از آن
بود خشم‌آلود و آنگه راحت آن تصویرها

این شهیدان نامشان تا جاودان پاینده است
زیرها بس گر زِبَر گردد، زِبَرها زیرها

نامشان چون تاجِ فخری بر سرِ این کشور است
خامه‌ زرّین نویسد این به خطّ میرها

خیره سازد چشم گردون را فروغ فخرشان
می‌گذارد بر زمینِ زنده هم تأثیرها

ای دلیرانِ وطن، با «زنده باد ایران» به پیش!
شورِ ایمانْتان فزونتر باد و زور از شیرها

عنترک صدّام را با دار و دسته‌ بُزدلش
بر فرازِ دار رقصانیم، با زنجیرها

روستا و شهر و باغ و خانه ویران می‌کنند
روبهان، وانگه گریزند از نبرد شیرها

سنگدل شیرند و تضعیفِ جوانان کارشان
ریشه‌شان از خاک برکن، یا رب از آن زیرها

خاکِ خود را پس بگیرید، ای دلیرانِ وطن
از جهانخوارانِ غرب و شرق و این اکبیرها

این دغل دو نانِ دشمن را برانید از وطن
با قوی‌تر رزم‌ها و برترین‌ها تدبیرها

ملکِ خوزستان و دیگر جای‌ها گر شد خراب
باز آبادان شود، با بهترین تعمیرها

ای جوانان، فتحِ فرجامین بود آنِ شما
می‌خورم سوگند بر پیغمبران و پیرها

این شهیدان، زخمیان را بیند آیا آسمان؟
کر شود گوشِ زمین از صیحه‌ی آژیرها

غم مخور «امّید» بی‌شک بِگُسلد آخر زهم
گرچه می‌بافند بهرِ شیرها زنجیرها 

banner-asli-shohada2-4print.ir-kochak-

227510044defae_moghadas